الشيخ محمد الصادقي الطهراني
48
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى)
ويژهاى ندارد ، بههمينسبب براى حفظ عدالت ميان زنان در زندگى زناشويى ، واجب و لازم است كه تا سرحدّ امكان بهگونهاى برابر و شايسته با آنان رفتار كند ، بهجز علاقهى باطنى و محبت كه دست خود انسان نيست ، و « لن تستطيعوا » نيز ناظر بههمين است . بنابراين ، مرد فقط در زمانى مىتواند ازدواج متعدّد نمايد كه توانايىهاى دينى ، اقتصادى ، اخلاقى ، جسمى ، جنسى و روحى براى ادارهى چند زن را داشته باشد و نه آنكه با تنگدستى و يا استبداد و بداخلاقى بخواهد زنانى را سرگردان و اسير شهوات خود نمايد . « و ان خفتم الّا تعدالوا فواحدة » « و اگر بترسيد كه عدالت - را برقرار - نكنيد پس يكى [ كافى است ] ، « أو ما مَلَكَت أيمانُكم » يا - در حد امكان و توانتان - راه شرعىِ ديگرى براى رفع نيازمندى جنسى [ را درپيش بگيريد ] كه از جمله عقد موقَّت است ، آرى ! اين اهميت رعايت عدالت در ازدواج واحد است تا چه رسد كه عدالت در تعدّد زنان باشد ، پس اين ازدواج واحد چه دائم و يا موقّت ، [ راهى ] نزديكتر است بهاينكه از نظر اقتصادى و اخلاقى . . . عائلهمند و دچار مشكل نشويد . اينجا ، آنچه در آغاز بهچشم مىخورد اصل رجحان يا وجوب در تعدّد ازدواج است ، چه از نظر رعايت قسط در ميان دختران يتيم كه با ازدواج تبديل بهعدل مىشود - زيرا بخش معاشرتىِ حفاظت از يتيم ، قسط مىباشد كه از عدل بالاتر است - و يا از ديدگاه ديگر كه مرد نتواند حتى با يكزن ، زندگى عادلانهى خود را ادامه دهد .